تبليغاتX
تو را دیدن تو را چیدن محال است
زردی را در هر فصل قلبم ورق می زنم

عاشقو نه با قلب بي قرار 

فقط مي خوام بهت بگم :

تولدت مبارک

.

 

 Image and video hosting by TinyPic فدای رضای خودم بشم تولدت همه جوره مبارکImage and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


برای تو که اولین حکایت بی انتهای عشقم هستی مینویسم که دوستت دارم


Image and video hosting by TinyPic

تولد مبارک
Image and video hosting by TinyPic


همیشه زنـــــــــــــــــــــــــــــــده باشی

♥♥♥
Image and video hosting by TinyPic
قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!
تولدت مبارك
Image and video hosting by TinyPic

یه اسمون ستاره تقديم تو به خاطر تولد زيبايتImage and video hosting by TinyPic

با اینکه بین من و توفاصله هاست ... ولی باز هم در کنار من و در قلب منی. با یک قلب شاد و یک بغل گل سرخ تولدت را عاشقانه تبریک میگم
 

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 


(( خدا حافظ براي او چه آسان بود ولي قلب من از اين واژه لرزان بود ))

و چنين بود كه در وقت بهار، فصل پاییز دلم زود رسید
و بهارم طی شد
در سراشیبی مرگ، برگها افتادند.

خش خشی بی پایان
و صدایی از درد

زوزه ای از سرما
باغ را ویران کرد

سبزی روی مرا می دیدی
همگی طی شد و رفت

حرف مردم شد و رفت
گفتنی را گفتیم ، آنچه می دانستیم

همه را بخشیدیم و جوانی را هم
جبر و تقدیر چنان کرد که باور کردیم

آنچه بر ما آمد !

راستي قيمت يك شاخه مريم چند است
مريمم پرپر شد

باز بــــــــــــــازنده شدم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 

بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنت رو


از حرارتت بميرم بگيرم عطر تنت رو


واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنياست


ساز آشنای قلبت خوشترين آهنگ دنياست


منو که بغل بگيری گم ميشم تو شهر رويا


بند مياد نفس تو سينم مثل مجنون پيش ليلا


به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا


بغلم کن تا نميرم بی تو، تو دستای سرما


مثل دامن فرشته شب ما قديس و پاکه


حتی ماه به حرمت ما، عاشقونه تر می تابه


بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگيرم


سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگيرم


جز سرانگشتهای گرمت تن من عشقی نديده

دست بكش رو گونه ی من  

 منو خواب كن تا سپيده

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 

بگو به من به من بگو فانوسه چشمایه تو کو

داره ترک می خوره این بغضه نشسته تو گلو

نذار که بارونی بشم گریه ی پنهونی بشم

خرابه اون قصه ای که خوده تو می دونی بشم

قسم به گل قسم به ماه منو ببخش با یک نگاه... با یک نگاه

منو ببخش ای بهترین راهی نمونده غیر از این

لحظه ی راهی شدنم شکستنه منو ببین

رفتنه من زوانه ماست ختمه تمومه خنده هاست

کجایه جاده گم کنم بغضی رو که تو این صداست

چاره رفتنه عزیز از حقیقت نگریز

واسه باره اخرین عشقو تو چشمام ببین

+ نوشته شده در  شنبه 15 مرداد1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 

بايد برم گريه نكن بودن تو فال من نبود روزي كه از راه رسيدم تو قسمتم نوشته بود

نوشته بود بايد برم وقتي كه عاشقت شدم چشمام و رو هم بذارم وقتي كه دل دادي به من

نوشته بود قصه ي ما از اول آخر نداره اونكه يه روزي ميرسه آخره راه جات ميذاره

اينو به پاي من نذار قسمت نبوده نازنين اين قصه آخر رسيده مردن عشقت و ببين

اشكات و پاي من نريز ديگه تمومه كاره ما الهي ازتوي دلت پاك بشه اون خاطره ها

خرج نگاه من نكن اون دلي رو كه عاشقه قلبت و بسپار به كسي كه زنده تو دقايقه

چه سرنوشته تلخيه آخره تقديره منه گريه نكن خوب مي دونم اشك تو تقصيره منه

چشمات و راه من ندوز من كه ميرم تو زنده باش اونكه مي بازه دلمه تو جاي من برنده باش

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 

نمي دانم دلم گم شده يا اوني که دل به او سپردم!نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.نمي دانم اعتماد بي جا کردم يا بي جا به من اعتماد کردند.نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او. او قدر ندانست يامن, نمي دانم.....نمي دانم خدا اين را قسمت ما کرد يا ما خود قسمت را رقم زديم.نمي دانم چرا وقتيکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نيست.نمي دانم خدا به ما "دل" داد تا از دنيا ببريم يا دنيا رو داد تا دل بکنيمهنوزنمي دانم با بودن او زندگي سخت است .تحمل جاي خاليش توي تک تک لحظه ها سخت تر است...نمي دانم شکستن غرورم سخت تر است يا شنيدن صداي شکستن قلبم.نمي دانم تو به من "عشق" را آموختي يا مي خواهي "نفرت" را يادم بدهي.نمي دانم که بگويم: "چرا آمدي؟" يا بپرسم که: "چرا رفتي؟"من نمي دانم, تو به من بگو..

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 

تو شور عشق من ای بی وفا نمی دانی

دلم شکستی و این را جفا نمی دانی

مرا که آیت عشقم لطافت روحم

زیاد برده ای و آشنا نمی دانی

من از سپیده و نورم فروغ خورشیدم

صفای اشک نیازم صفا نمی دانی

براه عشق تو از جان گذشته ام ای وای

بجنون کشانده ای مرا مبتلا نمی دانی

بیا و شبنم بوسه بر برگ گل منشان

تو قدر بوسه ی گلبرگ ها نمی دانی

سکوت حرف تمنا نشسته در جانم

تو گرمی تب احساس را نمی دانی...


+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 

من تو را در آرامش لحظه ها جستجو خواهم کرد
در رقص ماهی هایی که دریا ندیده اند
در نگاه معصوم کودکی که نمی داند برای چه به دنیا آمده
در پرواز پرنده ای در قفس
پرنده ای که فضای قفس همه دنیای اوست
من تو را جستجو خواهم کرد
زمانی که تو را یافتم
خواهم گفت من کیستم برای چه برای که زیستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 

وقتی شب , شب ِ سفر بود توی کوچه های وحشت

وقتی هر سایه کسی بود, واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیهء شب, طپش ِ هراس ِ من بود

وقتی زخم خنجر دوست, بهترین لباس ِ من بود

تو با دست ِ مهربونی, به تنم مرهم کشیدی

برام از روشنی گفتی, پردهء شبُ دریدی

ای طلوع ِ اولین روز, ای رفیق ِ آخر من

به سلامت سفرت خوش, ای یگانه یاور ِ من

مقصدت هر جا که باشه, هر جای دنیا که باشی

خاطرت باشه که قلبت, سپر ِ بلای من بود

تنها دستِ تو رفیق, دستِ بی ریای من بود

اگه باشی یا نباشی, برای من تکیه گاهی

برای من که غریبم, تو رفیقی جون پناهی.....

 x

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 خرداد1390ساعت   توسط دل پاییزی  | 

سلام سلامی به تو که نمی دانم خلوتت را چه کسی بر هم می زند؟؟؟؟سلام به تو که نمی دانم قلبت برای چه کسی می تپد؟؟؟سلام به تو که نمی دانم شانه هایت تکیه گاه کیست؟؟

و چه دلخراش است تنهایی و بی خبری و چه سخت است در اوج نزدیکی و هم آغوشی از هم دور بودن و چه بی رحم است زمانه!

باور کن که مرده ام مرده ای که هنوز امید به بازگشت دارد بازگشت به آغوش گرم عشق.

و احیاگر من مسیح من تنها تو هستی...برگرد و با دم مسیحاحیت تن سرد و بی روحم را دوباره جان ببخش....

برگرد که آمدنت برای من زندگیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آذر1389ساعت   توسط دل پاییزی  |